کلیه ها دو جسم لوبیایی شکل هستند که به جدار خلفی شکم چسبیده اند و توسط صفاق جداری پوشیده شده اند. وزن هر کلیه به طور متوسط gr135 است.
ابعاد کلیه :
cm 11 طول ، cm 6 عرض ، cm 3 ضخامت
کلیه از نظر موقعیت توپوگرافی در نواحی هایپوکندر ، اپی گاستر ، umbilical و لومبار قرار گرفته است.
محور طولی که از کلیه عبور می کند به موازات محور طولی عضله ی پسواس ماژور است. بر همین اساس کلیه ها به صورت مایل قرار گرفته اند طوریکه قطب های فوقانی آن به هم نزدیک تر وقطب های تحتانی آن از هم دورتر می مانند.
فاصله ی قطب فوقانی تا خط میانی بدن cm 5/2 و فاصله ی قطب تحتانی تا این خط cm 5/7 می باشد.
از نطر آناتومی سطحی کلیه ها در محاذات کنار فوقانی مهره ی T12 تا مرکز مهره ی L3 قرار گرفته اند و کلیه ی راست به دلیل قرار گیری کبد در سمت راست مقداری پایین تر از کلیه ی چپ می باشد. طوری که فاصله ی قسمت تحتانی آن تا ستیغ ایلیاک cm 3 _ 5/2 می باشد. در دم عمیق ، این فاصله حدودا به پهنای یک انگشت می رسد.
کلیه ها در حین عمل دم و بازدم cm 5/2 _ 2 حرکت می کنند. بنابراین با توجه به بالا و پایین بودن کلیه های راست و چپ ، خط ترانس پیلوریک از بالای ناف کلیه ی راست و پایین ناف کلیه ی چپ عبور می کند.

شکل خارجی کلیه :
هر کلیه دارای دو قطب فوقانی و تحتانی ، دو سطح قدامی و خلفی و دو کنار داخلی و خارجی است.
قطب فوقانی کلیه :
بر روی قطب فوقانی هر دو کلیه غدد فوق کلیوی( supra renal gland ) قرار دارد.
کنار داخلی کلیه :
در وسط این کنار یک فرورفتگی دیده می شود که اصطلاحا ناف کلیه گفته می شود. در ذاخل ناف از جلو به عقب به ترتیب ورید کلیوی ، شریان کلیوی و لگنچه عبور می کند.
در ۳۰ درصد از موارد ممکن است شریان کلیوی فرعی ( Accessory ) وجود داشته باشد که این شریان از پشت لگنچه وارد کلیه خواهد شد و یا مستقیما به یکی از کلیه ها خواهد رفت.
این کنار در بالای ناف کلیه مجاور با غدد فوق کلیویو در پایین ناف مجاور با لگنچه و ابتدای حالب است.
سطح خلفی کلیه :
به استثنای یک مورد ، سطح خلفی هر دو کلیه مجاورات مشابهی دارند که عبارت اند از :
۱_ دیافراگم ( لیگامان قوسی میانی خارجی )
۲_ عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، transvers abdominus
3_ اعصاب sub costal ، ilio inguinal و ilio hypogastric
4_ عروق sub costal
* کلیه ی چپ در عقب مجاور با دنده های ۱۱ و ۱۲ و کلیه ی راست فقط با دنده ی ۱۲ مجاورت دارد.

سطح قدامی کلیه :
مجاورات کلیه ی راست : کبد ، دئودنوم ، خم کولیک راست و قسمت هایی از ژژنوم
مجاورات کلیه ی چپ : معده ، طحال ، پانکراس ، خم کولیک چپ ، کولون نزولی و ژژنوم

پوشش های کلیه
پوشش های کلیه عبارتند از :
۱_ fibrous capsule ( true capsule )
2_ peri renal fat
3_ renal fascia ( false capsule )
4_ para renal fat
fibrous capsule :
کپسول حقیقی از جنس بافت همبند متراکم است که مستقیما به خود کلیه چسبیده است. این لایه از طریق ناف کلیه وارد شده و کف سینوس کلیه را نیز می پوشاند. در افراد سالم این لایه به راحتی از روی کلیه برداشته می شود.
peri renal fat :
یک بافت فیبروآلوئولار است که از چربی و بافت همبند سست تشکیل شده و به صورت پوشش بسیار سستی خارج تر از کپسول لیفی قرار دارد.
renal fascia :
کپسول کاذب لایه ای است از جنس بافت همبند که دارای دو لایه ی قدامی و خلفی می باشد که این لایه ها را بایستی در سمت بالا ، پایین ، داخل و خارج کلیه دنبال کنیم.
* در سمت بالا کلیه :
در سمت بالا فاسیای کلیوی ، غدد فوق کلیویرا نیز در بر گرفته و سپس در امتداد فاسیای دیافراگماتیک قرار می گیرد. نکته ی مهم این است که بین کلیه و غدد فوق کلیویورقه ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که آن دو را از هم جدا می کند. به همین دلیل است که در جراحی های غده ی فوق کلیه به راحتی می توان این غده را از کلیه جدا نمود.
* در سمت پایین کلیه :
در سمت پایین لایه های قدامی و خلفی به همدیگر نمی رسند. طوری که لایه ی خلفی در دیواره ی خلفی شکم به سمت پایین رفته و در نهایت در ناحیه ی لگن در امتداد فاسیای ایلیاک قرار می گیرد و لایه ی قدامی بدون تعیین مرز مشخصی با بافت خارج صفاقی اطراف حالب یکی خواهد شد. به همین دلیل است که در افرادی که دچار لاغری شدید می شوند به دلیل آب شدن چربی های اطراف کلیه ، کلیه می تواند به سمت پایین حرکت کند. به چنین حالتی کلیه ی شناور kidney floating می گویند.
* در سمت خارج کلیه :
در سمت خارج دو لایه با هم یکی شده و در امتداد فاسیای transversalis قرار می گیرند.
* در سمت داخل کلیه :
در سمت داخل لایه ی قدامی در امتداد بافت همبند اطراف آئورت و ورید I.V.C قرار می گیرد و لایه ی خلفی با فاسیای عضلات psoas major ، quadratus lumbarum ، تنه و دیسک های بین مهره ای ناحیه ی کمر یکی می شود.
در ناف کلیه دیواره ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که این دو لایه را به هم وصل می کند. این دیواره توسط عناصری که از ناف عبور می کنند سوراخ می شود.
para renal fat :
بافت چربی است که عمدتا در قسمت خلفی تحتانی کلیه قرار دارد و از نظر عملکردی مشابه با تشک عمل کرده و ضربات وارده به کلیه را تا حدودی می گیرد.

شریان های کلیه
کلیه ها از نظر خون رسانی توسط شریان های renal که مستقیما از آئورت شکمی جدا می شوند تغذیه می شوند. هر شریان کلیوی از طریق ناف کلیه وارد شده و به دو شاخه ی قدامی و خلفی تقسیم می گردد که شاخه ی قدامی به ۴ شاخه ی سگمنتال راسی ، فوقانی ، میانی و تحتانی تقسیم می گردد. شاخه ی خلفی فقط وارد سگمنتال خلفی می شود. بر همین اساس کلیه را به ۵ سگمان تقسیم می کنند که هر سگمان معادل شاخه های شریانی می باشد. شریان های کلیه شریان های انتهایی هستند یعنی خطر نکروز شدن بافت کلیه در صورت مسدود شدن شریان وجود دارد.

وریدهای کلیه
مستقیما به I.V.C تخلیه می گردد.
نکته ی مهم :
ورید کلیوی چپ در حین عبور به سمت I.V.C در لابه لای یک پنس شریانی قرار دارد . این پنس ، از شریان های مزانتریک فوقانی و آئورت شکمی تشکیل شده است که از نظر بالینی مهم بوده و ممکن است در بعضی از موارد به این ورید فشار آید و تخلیه ی خونی کلیه ی چپ و خصوصا ورید testicular یا ovarian چپ دچار اختلال شود. ورید کلیوی چپ ، ورید testicular یا ovarian چپ را دریافت می کند.
عصب دهی کلیه
کلیه از اعصاب اتونوم عصب گیری می کند و عمده الیافی که به آن می رسد الیاف سمپاتیکی است که به سگمان های T10 تا L1 نخاع مربوط می باشد. این اعصاب بیشتر نقش وازوموتور دارند ولی می توانند در انتقال حس درد کلیه نیز نقش داشته باشند.
* لنف کلیه در عقده های لنفاوی اطراف آئورت تخلیه می شود.

نکات بالینی کلیه :
جهت دسترسی به کلیه برش های مختلفی در دیواره ی شکم انجام می گیرد ولی یکی از شایع ترین برش ها در منار تحتانی دنده ی ۱۲ می باشد که به صورت مایل خط برش از کنار خارجی عضله ی Erector spine تا خار خاصره ای قدامی _ فوقانی کشیده می شود.

غدد فوق کلیوی:
غدد فوق کلیوی در ناحیه ی اپی گاستر قرار گرفته اند.هر کدام از آنها وزنی در حدود gr 5 دارد.
ابعاد :
mm50 طول ، mm30 عرض ( پهنا ) ، mm10 ضخامت

غدد فوق کلیوی راست :
هرمی شکل بوده و دارای قاعده ، راس ، سه کنار قدامی ، داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است. قاعده ی آن روی کلیه قرار گرفته است.
* سطح خلفی با ستون راست دیافراگم ، سطح قدامی نیمه ی داخلی آن با I.V.C و نیمه ی خارجی آن با کبد مجاورت دارد.
* کنار قدامی : از این کنار ورید فوق کلیوی خارج می شود.
* کنار داخلی مجاور با شبکه ی سیلیاک و شریان فرنیک تحتانی راست است.

غدد فوق کلیوی چپ :
از نظر شکل ظاهری نیمه هلالی است. دارای دو کنار داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است.
* سطح خلفی مجاور ستون چپ دیافراگم و کلیه است
* سطح قدامی مجاور با معده ، پانکراس و شریان طحالی است . از قسمت تحتانی این سطح ورید فوق کلیوی چپ خارج می شود که این ورید وارد کلیه ی چپ می گردد.

عروق غدد فوق کلیوی :

شریان ها :
هر یک از غدد فوق کلیه ۳ شریان دریافت می کنند به نام شریان های :
۱_ superior supra renal
2_ middle supra renal ( از آئورت شکمی )
۳_ inferior supra renal ( از شریان کلیوی )

وریدها :
ورید فوق کلیوی راست مستقیما به ورید I.V.C تخلیه می شود و ورید فوق کلیوی چپ به ورید کلیوی چپ تخلیه می شود.
عصب گیری غدد فوق کلیوی:
الیاف سمپاتیک برای غدد فوق کلیویاز سگمان های T10تا L1 می آید. تعدادی از این الیاف به صورت پیش عقده ای باقی می ماند و مستقیما روی سلول های مغز غده که از نظر تکاملی معادل گانگلیون های سمپاتیک می باشند سیناپس می دهند. مابقی الیاف که به طرف قشر می روند پس عقده ای هستند که در گانگلیون های کلیوی ( محیطی ) سیناپس می دهند.

منبع: تالار گفتگو

دکتر محسن وریانی، متخصص ارولوژی
آدرس: تهران، میدان توحید، ابتدای ستارخان، نبش کوثر یک




Tagged with: