post_image

جایگاه شادی در ناتوانی جنسی


اصل تربیتی ما در آموزش مسائل جنسی در فرهنگ مان، دور کردن دختر و پسر از هم است و برای هر کدام از این دو جنس، جنس دیگر را یک غول ناآشنا و غریبه و یک موجود عجیب الخلقه، توصیف می کنیم.


اینها به دلیل محدودیت هایی است که از نظر فرهنگی در جامعه ما وجود دارد و موجب شده است دختران و پسران وقتی می خواهند ازدواج کنند، در این زمینه آموزش های لازم را ندیده باشند؛ آموزش ها برای آموختن چگونه در کنار هم بودن، شناختن و درک کردن یکدیگر و آشنا شدن با تفاوت های دو جنس، باید از دوران مدرسه آغاز شود انتقال این آموزش ها تنها وظیفه مدرسه ها نیست. والدین، باید بچه های خود به خصوص دختران را در این زمینه آموزش بدهند. علاوه بر این، باید مراکز آموزشی ای هم متشکل از روان شناسان و متخصصان مددکاری اجتماعی وجود داشته باشند تا پیش از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، جوان ها را با مسائل جنسی و شیوه های اداره امور زندگی مشترک و مهارت های لازم در این زمینه آشنا کنند.

جامعه ما در زمینه آموزش این مسائل، برخلاف بسیاری از جوامع دیگر، محدودیت هایی دارد؛ هم به لحاظ دینی، هم به لحاظ اخلاقی و هم به دلیل حجب و حیایی که داریم و پرداختن به این مسائل و مطرح کردن شان را درست نمی دانیم. به همین دلیل، آگاهی جنسی دختران و پسران ما، به ویژه دختران، خیلی کم است، باید کلاس های لازم گذاشته شود و جوانان آموزش داده شوند تا مهارت های لازم را در این زمینه بیاموزند.

فشارهای اقتصادی، نبود شادی و نشاط، غم پراکنی، فشارهای روحی و روانی، هراس های اجتماعی، پرخاشگری هایی که در درون جامعه بین مردم وجود دارد، بحران های سیاسی و اقتصادی و دلواپسی در مورد نوسان نرخ ارز، همه اینها موجب شده است که در جامعه مشکلات جنسی به وجود بیاید

اما مساله مهمی که وجود دارد این است که مردان در جامعه ما، بیش از پیش دچار ناتوانی های جنسی شده اند، این مساله ریشه اجتماعی دارد مشغله های کاری آن قدر زیاد است که فرد، فرصتی برای پرداختن به عشق و عاشقی ندارد. این مساله در روستاها تقریبا وجود ندارد؛ چون مسائلی که مردم شهرهایی مثل تهران با آن درگیر هستند در روستاها دیده  نمی شود. این مساله به نبود اوقات فراغت مربوط می شود. کسی که ساعت هفت صبح از خانه خارج می شود و ساعت ۱۰ شب بر می گردد دیگر توان و انگیزه ای ندارد، به قول سعدی «چنان قحط سالی شد اندر دمشق/ که یاران فراموش کردند عشق». عشق، شادی می خواهد نبود شادی و نشاط در جامعه موجب ناتوانی جنسی است. این یک اصل مهم است. وقتی یک جامعه از شادی به دور باشد، مشکلات جنسی در آن زیاد می شود. همین مساله ناتوانی جنسی، یکی از موارد اصلی طلاق در کشور است. تحقیقات هم این مساله را ثابت کرده است. این مساله علاوه بر نارضایتی و طلاق، مقدمه انحراف و بی اخلاقی و فساد را نیز در جامعه موجب می شود. فشارهای اقتصادی، نبود شادی و نشاط، غم پراکنی، فشارهای روحی و روانی، هراس های اجتماعی، پرخاشگری هایی که در درون جامعه بین مردم وجود دارد، بحران های سیاسی و اقتصادی و دلواپسی در مورد نوسان نرخ ارز، همه اینها موجب شده است که در جامعه مشکلات جنسی به وجود بیاید.

که مردان در جامعه ما، بیش از پیش دچار ناتوانی های جنسی شده اند، این مساله ریشه اجتماعی دارد مشغله های کاری آن قدر زیاد است که فرد، فرصتی برای پرداختن به عشق و عاشقی ندارد. این مساله در روستاها تقریبا وجود ندارد؛ چون مسائلی که مردم شهرهایی مثل تهران با آن درگیر هستند در روستاها دیده  نمی شود

نتیجه ای که این معضل ایجاد می کند، ابتدا طلاق عاطفی و بعد جدایی است. بچه های این خانواده ها از تربیت درست برخوردار نیستند و سرپرستی آن ها با مشکلاتی رو به رو است. بعد از آن هم برای زنان مطلقه به دلیل نگاهی که در جامعه نسبت به آن ها وجود دارد. زمینه آسیب پذیری و حتی کشیده شدن به سمت فساد ایجاد می شود صدمات روحی و فرهنگی که به دلیل بالا رفتن آمار طلاق در جامعه وجود دارد هم قابل انکار نیست.

باید به ایجاد شادی و نشاط در جامعه اهمیت زیادی داده شود. البته شادی و نشاط، تزریقی نیست؛ برای ایجاد آن، باید رفاه و تامین اجتماعی در جامعه بالا برود باید فقر و تهیدستی و گرانی و تورم رفع شود تا جامعه شاد باشد و مشکلات این چنینی بر طرف شود. آموزش دادن تنها راه دچار نیست، چون مشکل تنها از خود فرد نیست؛ این جامعه است که توانایی جنسی را در مردان ضعیف کرده است.

منبع : تبیان

دکتر محسن وریانی، متخصص ارولوژی
آدرس: تهران، میدان توحید، ابتدای ستارخان، نبش کوثر یک