post_image

 بخش عمده ای از این پدیده به سنین قبل از بلوغ برمی گردد. نوع رابطه پسر بچه با زنان اطرافش در دوران کودکی، در این امر خیلی موثر است. نوع رابطه عاطفی ای که امنیت روانی را برای پسر بچه تامین می کند، چه با مادر چه با سایر محارم، اگر دچار آسیب شود، چه آسیب ناشی از افراط و چه آسیب ناشی از تفریط، فرد را در ایجاد امنیت روانی در رابطه با زنان دیگر در دوران بزرگسالی اش دچار مشکل و چالش می کند.
این چالش ممکن است کار را به جایی برساند که غریزه جنسی فرد هم تحت الشعاع واقع شده و ضعیف شود. اگر پسر بچه در دوران قبل از بلوغ، رابطه خوبی با جنس مخالف از حیث ایجاد صمیمت و اعتماد و اتکا داشته باشد، طبیعتاً در دوران بزرگسالی در ارضای غرایزش هم دچار مشکل خاصی نخواهد شد. اگر هم مشکلی پیدا کند، ناشی از بی تجربگی است که به مرور زمان و یا با کمک پزشک رفع می شود.
اما اگر مردان در دوران کودکی رابطه مطلوبی با جنس مخالف از جهات مذکور نداشته باشند، احتمالاً این مشکلات در دوران بزرگسالی هم در همبستری آنها با جنس مخالف به سرعت خودشان را نشان می دهند.

ناتوانی جنسی و مشروبات الکلی و مواد مخدر

اگر کسی به این مواد معتاد باشد، قطعاً در درازمدت میل جنسی و توانایی نعوظش به شدت کاهش می یابد. اگر کسی ناتوانی داشته باشد و یکبار مثلاً با تریاک مشکلش حل شده باشد و بخواهد همیشه از تریاک برای حل مشکل جنسی اش استفاده کند، پس از مدتی دو جور گرفتاری دارد: یکی اینکه میل جنسی اش از قبل هم کمتر می شود و گرفتاری دیگر اعتیاد اوست.
مواد خانواده تریاک بیشترین اثر مخرب را دارند. مثل هرویین و مورفین و شیره و خود تریاک. البته مواد روانگردان جدید هم آثار خیلی بدی دارند. این مواد در لحظه، مهارگسیختگی و ظاهراً افزایش میل ایجاد می کنند اما پس از مدتی موجب افت میل جنسی می شوند.
چنین موادی، مثل شیشه و اکس، فقط رفتار لذت جویانه را افزایش می دهند و فرد را در حین رابطه جنسی بی مهابا می کنند اما میل جنسی را لزوماً بیشتر نمی کنند.

بعضی وقت ها عدم تناسب بین زن و شوهر با ناتوانی جنسی یکی گرفته می شود. اما اگر بخواهم بر اساس آمار جهانی بگویم حداکثر ده درصد مردان ایران دچار ناتوانی جنسی هستند.

شفاف شدن فضای جامعه، علت سخن گفتن بیشتر درباره ناتوانی جنسی است. البته در قدیم هم مردم در این خصوص حرف می زدند. در طب سنتی مثلاً به این موضوع پرداخته شده است. اما در زندگی مدرن چون استرس های انسان بیشتر شده است، بعید نیست که ناتوانی جنسی هم بیشتر شده باشد. اما در این باره نمی توان حکم قاطعی صادر کرد.

طلاق و ناتوانی و نارضایتی جنسی

ناتوانی جنسی مرد، دلیلی محکمه پسند برای جدایی زن از مرد است. یعنی گاهی که خوب بررسی می کنیم، می بینیم مشکلات دیگری موجب درخواست طلاق زن از مرد شده است اما چون زنان با مطرح کردن آن مشکلات نمی توانند از شوهرانشان طلاق بگیرند، بر روی ناتوانی جنسی مرد متمرکز می شوند.
در نتیجه می توان گفت مشکلات پیش روی زنان در امر طلاق، موجب شده است موضوع ناتوانی جنسی مردان در گفتگوهای روزمره مردم جامعه ما، بیش از حد پررنگ شده باشد. اگر زنان می توانستند راحت تر طلاق بگیرند، شاید کمتر درباره ناتوانی جنسی شوهرانشان صحبت می کردند.

زنانی که خواستار طلاق نیستند، معمولاً مدارا می کنند و چیزی به زبان نمی آورند. در فرهنگ ما که سنتی تر از خیلی از کشورهای دیگر است، بسیاری از خانم ها به مساله ارضای زن در رابطه جنسی، آن قدرها بها نمی دهند. یعنی چنین چیزی دغدغه اصلی آنها نیست. اینکه همسرشان به آنها محبت کند و آنها را از نظر مالی تامین کند و پدر خوبی برای بچه های آنها باشد، برای آنها مهمتر است تا اینکه شوهرشان از نظر جنسی رضایت آنها را به شکل کامل تامین کند.
در فرهنگ های سنتی تر، زنان آن قدرها تجربه جنسی ندارند که بخواهند شوهرشان را با دیگری مقایسه کنند و او را زیر سوال ببرند. اما در بخش های مدرن تر جامعه ایران، که زنان تحصیلکرده تر و به لحاظ مالی مستقل تر شده اند، اهمیت این موضوع برای آنها بیشتر می شود. البته ارضاء جنسی برای زنان سنتی هم مهم است اما آنها بابت این موضوع خیلی کمتر گلایه می کنند.

زنانی که شوهرانشان ناتوانی جنسی دارند رفتار تخریبی با همسرشان در پیش نگیرند. آنها باید سعی کنند با تاکید بر خوبی های شوهرشان، او را راضی کنند که تن به مشاوره با متخصص بدهد. هر دو باید نزد مشاورین، یعنی متخصصان روانپزشکی و یا روانشناسان بالینی ای که اختصاصاً درباره مشکلات زناشویی تعلیم دیده اند، بروند و از آنها اطلاعات و آموزش های لازم را فراگیرند تا این مشکل را بتوانند حل کنند.

این کار هم باید دو نفره انجام شود. یعنی هر دو باید نزد مشاور بروند نه فقط یکی از آنها.
این نکته را هم نباید فراموش کرد که معمولاً زنی که کارش با شوهرش به این مرحله می رسد، مشکلات دیگری هم با او دارد. مثل میزان محبتی که از او دریافت می کند و یا نوع رابطه او و شوهرش با خانواده هایشان. بنابراین باید درباره همه مشکلات با متخصص حرف بزنند نه صرفاً درباره ناتوانی جنسی مرد.

افزایش سن مرد و ناتوانی جنسی

کسی که در سنین جوانی، یعنی در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی، فعالیت جنسی خوبی داشته باشد، معمولاً تا پایان عمر هم می تواند فعالیت جنسی اش را حفظ کند. البته این پدیده تا حدی مثل پیرچشمی و افت حافظه در سنین کهولت است.

یعنی مردان در سنین پیری، کیفیت و توانایی جنسی شان کمی افت می کند ولی نه در حدی که بتوان آن را مصداق بیماری ناتوانی جنسی دانست.
بنابراین بیش از هر چیز، شیوه زندگی جنسی افراد در دوران جوانی، در رفتارهای جنسی آنها در دوران پیری تاثیرگذار است. در جامعه ما، چون که فعالیت جنسی جوان ها محدود است، ممکن است افراد در سنین بالاتر، افت جنسی محسوسی داشته باشند. اما جدای از این، توانایی ادامه نعوظ در مردان مسن، بیشترین رابطه را با سن آنها دارد.
این امر هم علل وریدی دارد. یعنی تنگی عروق موجب ضعف طبیعی نعوظ مرد در سنین پیری می شود. یک مرد ۷۰ ساله همان طور که به علت تنگی عروق و ضعیف شدن پمپاز قلبش نمی تواند ۲۰ تا پله را بالا برود، معمولاً در برقراری رابطه جنسی طولانی مدت هم مشکل دارد. یعنی او از این حیث دیگر نمی تواند مثل سن چهل سالگی باشد. اما این حالت الزاماً نشانه ناتوانی جنسی مرد نیست.
فعالیت جنسی برای مردان مسن مثل برداشتن اجسام سنگین است. همان طور که یک پیرمرد یا یک مرد میانسال نمی تواند مثل دوران جوانی هر شیء سنگینی را از زمین بردارد و باید در برداشتن اجسام سنگین عاقلانه عمل کند، در فعالیت جنسی اش هم باید عقل و مدیریت به خرج دهد. با این حال نفس میل جنسی، هیچ ربطی به سن و سال ندارد؛ بلکه کاملا تحت تاثیر الگوی زندگی فرد، از سنین بلوغ تا پایان زندگی اوست.

منبع : بیتوته

دکتر محسن وریانی، متخصص ارولوژی
آدرس: تهران، میدان توحید، ابتدای ستارخان، نبش کوثر یک