[sbu_post_image]
اورژانس اورولوژي در نوزادان
پيچش بيضه به عنوان يک اورژانس اورولوژيک در طب کودکان محسوب ميشود؛ اين بيماري اغلب در گروه سني نوجوانان و جوانان قبل از بلوغ رخ ميدهد. پيچش بيضه در دورهي حوالي تولد (Perinatal) خيلي به ندرت رخ ميدهد؛ از طرف ديگر تشخيص پيچش طناب اسپرماتيک در اين دوره بسيار مشکل ميباشد.
در اين مقاله به گزارش يک مورد پيچش بيضه در يک نوزاد پرداخته ميشود که تنها با دو علامت تورم و قرمزي اسکروتوم تظاهر نموده و هيچ گونه بيقراري نداشته است. در سونوگرافي انجام شده بيضهي چپ بزرگ و ماهيت غيريکنواخت و حاشيهي نامنظم داشته، همچنين هيدروسل دوطرفه با تجمع مايع به صورت حفره حفره در سمت چپ گزارش شده بود. براي بيمار بلافاصله با تشخيص يک اورژانس اسکروتال عمل جراحي اکتشافي صورت گرفت و مشخص گرديد که به دنبال پيچش کامل اکسترا واژينال بيضهي چپ گانگرن در آن رخ داده است. براي نوزاد عمل جراحي برداشت بيضه (Orchidectomy) در سمت چپ و تثبيت بيضه سمت مقابل انجام شد.
اگرچه پيچش بيضه در دورهي نوزادي و قبل از آن نادر است ولي يک مورد اورژانس محسوب ميشود و به مداخلهي فوري جراحي نياز دارد تا بلکه بيضهي سمت مقابل نجات يابد و از اختلالات هورموني و جنسي ثانويه به آن پيشگيري لازم به عمل آورده شود.
مقدمه:
در دورهي اواخر حاملگي و در اوايل نوزادي بيضهها به داخل اسکروتوم نزول ميکنند و اين در حالي است که گوبرناکولوم به طور کامل به ديوارهي اسکروتوم متصل نيست، بنابراين بيضه و گوبرناکولوم قادر خواهند بود که آزادانه در اسکروتوم بچرخند. در دورهي سني پريناتال بيضه و اپيديديم و تونيکا واژيناليس در حول يک محور عمودي قادرند به دور طناب اسپرماتيک بچرخند که به اين حالت پيچش اکسترا واژينال بيضه ميگويند؛ در حالي که در دوران بعد از بلوغ اين پيچش اغلب به صورت اينترا واژينال اتفاق ميافتد.
تظاهر باليني پيچش بيضه در نوزادان اغلب به صورت يک تودهي سفت و بزرگ اسکروتال است که خاصيت عبور نور (Transillumination) ندارد. به طور معمول اين توده هيچگونه درد و حساسيت نداشته و موجب ناراحتي و بيقراري نوزاد نميشود. اگرچه جراحي زود هنگام به عنوان يک قانون طلايي محسوب ميشود ولي اغلب بيضهها در هنگام جراحي به صورت گانگرنه مشاهده ميشوند.
در اين مقاله به توصيف يک مورد پيچش بيضه در يک نوزاد ميپردازيم که در دورهي پريناتال رخ داده است و سپس جنبههاي باليني آن را مورد ارزيابي قرار ميدهيم.
گزارش مورد:
نوزاد پسر ترم چند ساعت بعد از تولد با شرح حال به صورت يک اسکروتوم متورم و بزرگ در بخش نوزادان بيمارستان کودکان مفيد به طور اورژانس بستري ميگردد. نوزاد با زمان حاملگي ترم و بدون هيچ گونه مشکل در طي بارداري به صورت سزارين متولد شده بود.
در هنگام بستري نوزاد شرايط مطلوب داشت به طوري که ضربان قلب 140 ضربه در دقيقه، سرعت تنفس 26 بار در دقيقه، درجه حرارت زيربغل 37 درجه سانتيگراد و وزن 3/5 کيلوگرم بود.
تنها يافتهي مثبت در معاينهي فيزيکي اسکروتوم متورم و غيرحساس با مختصر تغيير رنگ پوست روي آن همراه عبور نور نسبي بود.
براي نوزاد سونوگرافي داپلر انجام شد که نتيجهي آن هيدروسل دوطرفه و بزرگي بيضهي سمت چپ به همراه تجمع حفره حفره مايع بود.
پس از انجام مشاورهي اورژانس جراحي نوزاد به اتاق عمل اعزام و تحت عمل جراحي اکتشافي (Explorative) قرار گرفت و متاسفانه بيضهي چپ کاملاً گانگرن شده بود. براي نوزاد عمل جراحي ارکيدکتومي سمت چپ به همراه تثبيت بيضهي سمت مقابل انجام شد. از آنجا که بيضهي سمت چپ به طور کامل گانگرنه شده بود اين واقعه در طي بارداري رخ داده بوده است و امکان نجات بيضهي آسيب ديده وجود نداشت و از طرفي هنگام برش بيضهي چپ هيچ گونه خونروي رخ نداد که خود مويد ايسکمي غيرقابل برگشت بود و بر همين اساس عمل جراحي فوق انجام شد. دو روز پس از جراحي نوزاد با حال عمومي خوب از بيمارستان مرخص شد.
بحث:
پيچش يکطرفه و اکستراواژينال بيضه به دور طناب اسپرماتيک در دوره نوزادي اولين بار توسط Taylor در سال 1987 ميلادي شرح داده شد. در سال 1948 ميلادي Campbell در آمريکا و در سال 1955 ميلادي Longino و Martin در انگليس موارد مشابهي را گزارش کردند.
از آنجا که موارد تشخيص پیچش بیضه در دنيا رو به افزايش بوده و از طرفي تظاهرات باليني پيچش بيضه در نوزادان متفاوت از ساير گروههاي سني است لذا تشخيص وقوع آن در نوزادان داراي اهميت ويژه ميباشد. پيچش بيضهي نوزادان به دو گروه تقسيم ميشود:
-1 پرهناتال (وقوع آسيب در دوران رحمي)
-2 پست ناتال (وقوع آسيب در دوره نوزادي)
در بررسي متون پزشکي مشخص شده است که 72/4% موارد آن از نوع پرهناتال و 27/1% موارد از نوع پست ناتال ميباشد. تنها در 0/1% موارد تشخيص زمان قطعي آسيب مشکل است. اکثر بررسيهاي اين گونه نشان ميدهند که پيچش بيضه در نوزادان اغلب (در 92% موارد) از نوع اکستراواژينال و سوپراواژينال هستند در حالي که در مورد گزارش شده ما پيچش از نوع اينتراواژينال بود.
تشخيصهاي افتراقي عبارتند از: فتق اينگوينال با يا بدون گير افتادگي، هيدروسل، هماتوسل، اپيديديموارکيت، انفارکتوس ايديوپاتيک بيضه، طحال نابجا و تومورهاي خوش خيم و بدخيم بيضه.
پيچش بيضه در دورهي پريناتال برخلاف سنين بعد از آن اغلب حالت مخفي و بدون علامت دارد، به طوري که تنها يک تورم يک طرفه بدون ويژگي عبور نور و بدون درد و حساسيت وجود دارد. در اغلب موارد علائم همراه ديگر نظير تب و… نيز ديده نميشود.
پيچش بيضه در دورهي پريناتال به نظر نميرسد که هيچ گونه ارتباطي با نارسي (پره مچوريتي)، وزن کم هنگام تولد (LBW)، نوع زايمان (طبيعي يا سزارين) و تروماي پريناتال داشته باشد؛ از طرف ديگر وقوع آسيب در هر دو سمت به طور مساوي رخ ميدهد.
انجام سونوگرافي داپلر از آن جنبه مهم است که تشخيص را تاييد و سبب ارجاع سريعتر براي جراحي ميشود.
اگرچه پيچش بيضه در نوزادان بسيار نادر است وليکن بايد کليه متخصصان کودکان و نوزادان، زنان و زايمان و پزشکان اورژانس از علايم باليني آن آگاه باشند چرا که در صورت وقوع آن بيضهي سمت مقابل در يک ماه اول زندگي خطر بسيار بالايي براي پيچش دارد و ممکن است منجر به ارکيدکتومي مجدد و اختلالات هورموني شديد گردد؛ لذا توصيه ميگردد بلافاصله پس از زايمان سيستم تناسلي نوزادان همچون ساير سيستمها به دقت معاينه شود.
منبع : تبیان
